برف بازی
دیروز حسابی تا شب برف بارید از دیشب تا الان هم داره میباره دیروز هم من و مامان تو خونه تنها موندیم و نشد جایی بریم و گاهی میرفتیم و منظره خوشگل برفی رو تماشا میکردیم مامان خیلی دوست داشت منو ببره برف بازی ولی میترسید خدایی نکرده از پله ها سر بخوریم و عصر لباس های منو پوشوند و رفتیم همون در ورودی خونه که کمی برف نشسته بود و مامان برف رو از نزدیک به من نشون داد و میگفت عسلی : ببین این برفه دست بزن دخترم ببین چه سرده! و من هم با تعجب به دور و برم نگاه میکردم و تا چند دقیقه اصلا دوست نداشتم به برف دست بزنم و دستم رو عقب میکشیدم مامان هم کلی با من حرف زد و با برف توپ درست میک...
نویسنده :
مامان
9:41


