امروز ۱۴/۸/۸۹ است و من با مامان و بابا رفتیم تا برای من لباس بخریم
این اولین خرید من بود و مامان و بابا کلی ذوق داشتن رفتیم یه فروشگاه بزرگ تو میرداماد که یه طبقش پر از لباس نی نی بود و انقدر خوشمل و بامزه بودن که مامان و بابا دوست داشتن همشو بخرن
خلاصه کلی لباس خریدیم و اومدیم خونه شب مامان و بابا هی با لباسا بازی میکردن و قند تو دلشون آب شده بود
مامان عکس چند تا از لباسارو که اون روز خریدن میزاره





و این شروع خرید های من بود و تا آخر دی ماه خدارو شکر همه خریدارو کردیم
و دیگه حسابی خسته شدیم مخصوصا مامان که من هم تو دلش بودم و حسابی خسته میشد ولی دوست داشت همه جارو ببینه و بهترین ها رو برا من بخرن. بقیه وسایلو مامان بعدا عکساشو میزاره ![]()
دستشون درد نکنه مخصوصا مامان بزرگ و بابا بزرگ که خیلی زحمت کشیدن و خدا حفظشون کنه
موضوع :
نوشته شده در تاريخ 17:27 | چهارشنبه 13 بهمن 1389
توسط مامان

